زهرا جونزهرا جون، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

"زهرا" زیباترین هدیه خدا

همه در انتظار تو...

سلام دختر نازم چطوری مامانی؟ خوش میگذره؟ خوب اون تو واسه خودت جا خوش کردی؟ عشق مامان دیگه روزهای آخره کم کم داره لحظه ی دیدارمون نزدیک میشه انشاالله تا ٣ اسفند همدیگرو میبینیم. امیدوارم سرحال و خوشحال باشی و مامانی با دیدنت کلی ذوق کنه. عمر مامان این روزهای آخر همه آماده باشن از بابایی گرفته تا مادرجون و آقاجون. همه منتظر اومدن تو اند. امیدوارم هر طور و هر وقت که صلاحه دنیا بیای و با اومدنت دل همه مون رو شاد شاد کنی. عاشقتم و از دور میبوسمت. به امید لحظه ای که بتونم لبهامو روی گونه های سرخت بزارم و ببوسمت. ...
25 بهمن 1392

بدون عنوان

سلام عشق مامان چطوری دخترم؟ نازنینم روز به روز داره لحظه ی دیدارمون نزدیک میشه و دل مامان هم تنگ تر و تنگ تر. دختر قشنگم هر تکونی که میخوری مامان برات دعا میکنه که انشاالله سالم و سلامت دنیا بیای عزیز دل مامان دوستت دارم و به وجودت که هدیه ی ارزشمند خداست افتخار میکنم. الهی قربونت برم مامانی الان شما گل دختر من یک روزه وارد هفته ٢٧ ام زندگی جنینیت شدی. الان میخوام برم بیرون مامانی انشاالله بعدا تغییرات این هفته رو برات مینویسم تا بدونی تا الان کجای کاری فدات بشم.
29 آبان 1392

نازنين دخترم

سلام نازنين دخترم.عسلم...نفسم... الهي مامانت قربونت بره.دخترم  دل من كه برات يه ذره شده قربونت برم.پس كي ميتونم ببينمت گلم؟ به نظرم جديدا تكونهات رو هم وقتي ميخوري كه ماماني خوابه كه زيادي دلش برات قنج نره. اين مدتي كه برات چيزي ننوشتم اصلا احساس خوبي نداشتم نميتونستم مثل قبلا باهات حرف بزنم انگار حرف زدن من با تو به سر زدنم به وبلاگت بستگي داره. خوشكل  مامان من رو ببخش اين مدت محرم بود و ماماني درگير روضه. انشاالله از اين به بعد جبران ميكنم. دختر قشنگم تو الان 25 هفته و 5 روزته. يعني نهايتا 14 هفته و 2 روز ديگه انشاالله و به اميد خدا ميتونم بغلت كنم و روي ماهت رو ببينم. قشنگترينم اينقدر دوستت دارم كه حاضرم به خاطرت...
25 آبان 1392

دخترم،تاج سرم

قشنگم دل مامانی روز به روز بیشتر واست تنگ میشه. بابا ابراهیم هم که میگه جدیدا محبتت تو دلش داره بیشتر و بیشتر میشه. حسابی همه رو مشتاق دیدنت کردی عسلم. من که دارم ثانیه ها رو برای دیدنت میشمرم. دیگه خیلی نمونده انشاالله ٣ ماه و نیم دیگه میتونیم ببینیمت.تا اون روز منتظرت میمونم نازنینم. الهی قربونت برم مامانی همش برای سالم و صالح بودنت دعا میکنم.انشاالله روز موعود زودتر برسه تا بتونم هم روی ماهت رو ببینم و هم از این نظرها خیالم راحت بشه. خیلی دوست دارم وقتی میای ببینم بابایی چی کار میکنه چه احساسی داره و چه عکس العملی نشون میده. الهی قربونش برم از بس توداره ادم اصلا نمیتونه تصور کنه چه واکنشی نشون میده ...
12 آبان 1392

دوستت دارم...

نفسم دلم نیومد از دلتنگیم برات نگم. تا الان داشتم وبلاگهای دیگه رو چک میکردم اومدم خاموش کنم برم که دلم نیومد. قشنگم تو بهترین هدیه ای هستی که خدا به من و بابایی داده دوستت داریم تا وقتی نفس داریم. دخترم نمیدونم چی بنویسم که حق مطلب ادا شده باشه فقط میتونم بگم دوستت دارم شبت بخیر نازنینم. میبوسمت ...
20 مهر 1392
1